گروه ادبی بداهه

کلیه حقوق مادی و معنوی این وبلاگ متعلق به گروه ادبی بداهه است.

استفاده از اشعار وبلاگ بدون ذکر منبع شرعاً حرام و قانوناً جرم می باشد.

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
طبقه بندی موضوعی
گروه ادبی بداهه ... صفحه ما در اینستاگرام 0bedahe0 ... برای دریافت برنامه جلسات شعر، کلمه بداهه را به 50002460650 ارسال نمایید

۲ مطلب در آبان ۱۳۹۲ ثبت شده است

یک عکس دزدکی ، یک عطر ماندنی
اعصاب خط خطی ، لعنت به خاطره !

آخر چرا خدا ، کرده مرا نصیب
اینگونه قسمتی ؟ لعنت به خاطره !

در این زمانه ، دل، باید به کس نبست
کو درس عبرتی ؟ لعنت به خاطره !

آن روزها گذشت، دیگر چه فایده،
از آه و حسرتی ؟؟؟ لعنت به خاطره !

در خواب هر شبم ، تکرار می شود
آن مرد غیرتی ! ، لعنت به خاطره !

گرمای دست او، یک حسِّ تا ابد
لمس محبتی، لعنت به خاطره!

آوای یک صدا، تنها صدای او!
حس مسرّتی، لعنت به خاطره!

رویای نیمه شب، بالش ز اشک خیس
یک بغض لعنتی، لعنت به خاطره!

یک زخم کهنه و، یک داغِ جان گداز
یک حس غربتی.... لعنت به خاطره!

شعری که میشود، تصویر درد من
با هر روایتی، لعنت به خاطره

یادم نمی رود، روزی که دیدمش
با خواهر کتی، لعنت به خاطره

ریلیشن مرا ، با تو بهم زدند
لیلای غربتی لعنت به خاطره

با پنجه ایی سفید با ناخنی بلند
با لاک صورتی .. لعنت به خاطره

من سوژه ی ترور ارام بی خبر
تو بمب ساعتی ...لعنت به خاطره

سخت است عاشقی سخت است بی دلی
اما به راحتی ...لعنت به خاطره

وقت مرا گرفت ایام عاشقی
معشوق پاپتی ... لعنت به خاطره

وصل من و شما تنها به نامه بود
ای عشق پاکتی ... لعنت به خاطره

حتی چراغ برق، از روزگار قبل
دارد حکایتی، لعنت به خاطره

چایی تلخ تلخ ، چایی داغ داغ
اعصاب خط خطی ، لعنت به خاطره !



برای مشاهده چگونگی شکل گیری شعر اینجا کلیک کنید.

  • گروه ادبی بداهه

هر کس که دهد دل به علی عرش نشین است
مـا طالب ایـن جـاه بـه امضـای حسیـنـیــم

با یک نظر حضرت حیدر به خدا ما
دیوانه زنجیری سیمای حسینیم

هر کس به غلامی عزیزیست گرفتار
ما سینه زنان بنده بابای حسینیم

مدیون عنایات علی بوده و هستیم
یک عمر اگر واله و شیدای حسینیم

عالم اگر انکار کند طفل سه ساله
ما کلب در حضرت زهرای حسینیم

این شهرت دیوانگی ما سببی داشت
با حکم علی بوده که رسوای حسینیم

ما بر سر و بر سینه زنیم تا به قیامت
ما سوگ نشین غم عظمای حسینیم

صد مرده شود زنده ز هر دم زدن ما
رب چون که حسین است مسیحای حسینیم

رزق همهء سال ز ارباب بگیریم
ما جیره خور سفره سقای حسینیم

از روز عزل نام علی بر لب ما بود
تا روز ابد مست ز صهبای حسینیم

دست دل ما را به محرم برسانید
آماده ی آماده مهیای حسینیم

ما ارتش آمادهء پیکار و قتالیم
مست حرم زینب کبرای حسینیم

زان روز که بر نیزه لبش آیه ی حق خواند
تا روز ابد واله لبهای حسینیم

گر محو هزاران مه و گلرو شود عالم
ما محو جمال و قد و بالای حسینیم

گر عقل بود ترک غم و ماتم ارباب
دیوانه ترینیم که رسوای حسینیم

عالم به خدا به ز تو ارباب ندارد
المنة لله که رعایای حسینیم



برای مشاهده چگونگی شکل گیری شعر اینجا کلیک کنید.

  • گروه ادبی بداهه