گروه ادبی بداهه

کلیه حقوق مادی و معنوی این وبلاگ متعلق به گروه ادبی بداهه است.

استفاده از اشعار وبلاگ بدون ذکر منبع شرعاً حرام و قانوناً جرم می باشد.

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
طبقه بندی موضوعی
گروه ادبی بداهه ... صفحه ما در اینستاگرام 0bedahe0 ... برای دریافت برنامه جلسات شعر، کلمه بداهه را به 50002460650 ارسال نمایید

آن شب قدر که سودای سحر داشت علی

يكشنبه, ۱۵ تیر ۱۳۹۳، ۰۵:۳۸ ب.ظ

آن شب قدر که سودای سحر داشت علی
بی شک از حادثه ی سرخ خبر داشت علی

سالها بود که در بند غم فاطمه اش
سینه ای سرخ تر از آتش در داشت علی

از سر هر مژه اش چشمه ی خون جاری بود
در دل هر نگهش موج دگر داشت علی

استخوان بغض گلوگیر نفسهایش بود
خار در دیده و آتش به جگر داشت علی

خسته از کوفه و این مردم پیمان شکنش
آه انگار به سر فکر سفر داشت علی

آه نفرین به تو ای کوفه که از کرده ی تو
دل پر درد و غم و دیده ی تر داشت علی

آسمان تیره تر از زلف شبش می گردید
تا به دیوار و در خانه نظر داشت علی

آنشب اما دلش از مژده وصلت خوش بود
التفاتی به قضا و به قدر داشت علی

گفت بر خیز و همان کن که خدا می خواهد
قاتلی را که به دل نیت شر داشت ، علی

نتوان گفت چه پیش آمد و عالم چون شد
سر از آن سجده ی خونرنگ چو برداشت ، علی



برای مشاهده چگونگی شکل گیری شعر اینجا کلیک کنید

  • ۹۳/۰۴/۱۵
  • گروه ادبی بداهه

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی