گروه ادبی بداهه

کلیه حقوق مادی و معنوی این وبلاگ متعلق به گروه ادبی بداهه است.

استفاده از اشعار وبلاگ بدون ذکر منبع شرعاً حرام و قانوناً جرم می باشد.

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
طبقه بندی موضوعی
گروه ادبی بداهه ... صفحه ما در اینستاگرام 0bedahe0 ... برای دریافت برنامه جلسات شعر، کلمه بداهه را به 50002460650 ارسال نمایید

با "یا حسین" لقمه ای افطار، مرهم است

چهارشنبه, ۲۵ تیر ۱۳۹۳، ۰۳:۱۷ ق.ظ

با "یا حسین" لقمه ای افطار، مرهم است
ماه خداست وقت سحر، "یا حسن" دَم است

ما رزق نوکری تو را ارث برده ایم
عشق حسن سرشته به اولاد آدم است

لبخند بر لب همه ی ساکنان عرش
"باز این چه شورش است که در خلق عالم است"

میخواستم که زندگی ام را به تو دهم
نه منصرف شدم به خدا جان من کم است

یک جلوه از شئون تو عرش خدا بود
یک قطره از عنایت تو آب زمزم است

هر جا اسیر کج شدن راه می شوم
ابروی بی مثال تو ایات محکم است

وقتی که نام نیک تو از راه می رسد
آیینه ی غمِ دلِ من اشک نم نم است

امشب به امر توست حیات و ممات من
سر هم اگر که خواسته باشی فراهم است

این مجتباست منتخب از جانب خدا
تفسیری از کمال نبی مکرم است

حاتم ترینِ اهل کرم در برابرت
همچون گدای کاسه به دستی سرش خم است

همواره گفته اند که ذکر تو یا حسن
اذن ورود شیعه به ماه محرم است

از آن دمی که کوچه به سر زد ز غربتت
حال زمین و عرش خدا سخت درهم است

دنیا نبود عرصه فرمان روایی ات
پس تخت حکم رانی تو عرش اعظم است

اصلا نیاز نیست برای تو روضه خواند
خاک است بارگاه تو، داغ مجسم است

بوی بهشت می رسد از تربت شما
دنیا بدون لطف شما چون جهنم است

آرامش دلِ نبی و عشق مرتضیاست
بر غصه های مادر سادات همدم است

با یک دمش زمین و زمان زنده می شود
شاگرد مکتبش خودِ عیسی بن مریم است

وقتی حسین نیز دلش تنگ مجتباست
"یا عمیِ" عزیزِ حسن رافع غم است

فردا که تو به عرصه دنیا قدم زنی
مستی به روزه دار شدن هم مقدم است

دنیا چه خوب شد، چه بهشتی!!! خوش آمدید
در یک کلام عرض همه خیرمقدم است

با درد آمدیم که درمانمان کنی
دست کریم خاتمه درد و ماتم است

"خواهش نکرده اهل کرم لطف می‌کنند"
آقا کرامتش به دو عالم مسلم است

ای کاش زائرت شوم و ضامنم شوی
این حاجت دل منو ذکر دمادم است

این اشک غصه نیست ز شوق قدوم توست
فصل بهار آمده، گل غرق شبنم است

حتی اگر نداشته باشیم حاجتی
اینجا کریم بهر کرامت مصمم است

شاه کریم بهر فرج هم دعا بخوان
توصیف حال و روز زمین گنگ و مبهم است

یک روز می رسد که تو صاحب حرم شوی
روزی که منتقم به برش تیغ و پرچم است

امشب جدا نکن ز گدایان بر درت
این کوزه ی شکسته ی ما را ٬ که در هم است




برای مشاهده چگونگی شکل گیری شعر اینجا کلیک کنید

  • ۹۳/۰۴/۲۵
  • گروه ادبی بداهه

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی