گروه ادبی بداهه

کلیه حقوق مادی و معنوی این وبلاگ متعلق به گروه ادبی بداهه است.

استفاده از اشعار وبلاگ بدون ذکر منبع شرعاً حرام و قانوناً جرم می باشد.

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
طبقه بندی موضوعی
گروه ادبی بداهه ... صفحه ما در اینستاگرام 0bedahe0 ... برای دریافت برنامه جلسات شعر، کلمه بداهه را به 50002460650 ارسال نمایید

تا به سر از سر زین روی زمین افتادم

يكشنبه, ۲۹ تیر ۱۳۹۳، ۰۸:۰۰ ب.ظ

تا به سر از سر زین روی زمین افتادم
گشت بر پا ز شعف هلهله ی جلادم


چشم پر خون من خسته تو را می جوید
تا به لطف و مدد خویش کنی دلشادم

جانب نعش من ای دوست نظر کن که خمید
زیر بار غم گلها قد چون شمشادم

افتخارم بود این بس ، که پسر خواند مرا
تا که بر دامن زهرا سر خود بنهادم

گر چه در اوج عطش رفته ام از دست ولی
کی رود تشنگی اصغر تو از یادم؟

تا که جان در بدنم هست مبر در خیمه
چون به اطفال تو من وعده ی آبی دادم

دست از دامن مهر تو رها ننمودم
بوده تا نوکریت دولت مادر زادم

بر سر پا نتوانم بنشینم ای وای
من که افتاده چنین از ستم صیادم

قوتم نیست تو را رسم ادب جا آرم
حال بی دستی من بین و برس فریادم

غیر عشقت نبود روز و شبم قصه ی دل
((چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم))

شرمسارم که به کامت نرسید آب فرات
ای فدای لب تو جان من و اولادم




برای مشاهده چگونگی شکل گیری شعر اینجا کلیک کنید

  • ۹۳/۰۴/۲۹
  • گروه ادبی بداهه

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی