گروه ادبی بداهه

کلیه حقوق مادی و معنوی این وبلاگ متعلق به گروه ادبی بداهه است.

استفاده از اشعار وبلاگ بدون ذکر منبع شرعاً حرام و قانوناً جرم می باشد.

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
طبقه بندی موضوعی
گروه ادبی بداهه ... صفحه ما در اینستاگرام 0bedahe0 ... برای دریافت برنامه جلسات شعر، کلمه بداهه را به 50002460650 ارسال نمایید

خنده هایت بهار شیرازو اخم هایت کویر کاشان است

دوشنبه, ۱۹ خرداد ۱۳۹۳، ۰۶:۲۳ ب.ظ

دوست دارم تو را به ظاهر نه، قدر آن بوسه های پنهانی
دل سپردن نبود پیچیده دل به تو داده ام به آسانی

خنده هایت بهار شیرازو اخم هایت کویر کاشان است
ای نگاهت تبسم باران، شانه هایت پناه ویرانی...

زلفها را به باد دادی و غنچه کردی لبان قرمز را
شهرمان را بلا زده کردی راز طوفان سرخ تهرانی

در میان تمام مردم شهر از خود شیخ تا من مجنون
هر که با کفرت آشنا شده است، توبه ها کرده از مسلمانی

از میان تمام خاطره ها، ز ازل تا همین پریشانی
همه را باد با خودش برده به جز آن بوسه های پنهانی

نقش رویت گلیم تبریزی وَ نگاهت طلوع تابستان
هوش دار از فروغ چشم و رخت ، دیده ی یار ما نرنجانی

با چنین حسن بی نظیرت تو مایه حسرت زلیخایی
دست را می برند از حیرت پیش تو یوسفان کنعانی

با غضب میکنی نگاه چرا؟من اسیر توام حواست هست؟
رسم زندان نبوده است مگر رحم کردن به شخص زندانی؟

باز وارد شده است یک توده ابر بارانی از شمال غرب
باز هم رد شدی تو از گیلان؟ ای دلیل هوای بارانی

آن نسیمی که میوزد دیدی ، عین الطاف قدسیان باشد
آری ای جان فزای روح ، تو نیز واقعا همچو روح و ریحانی

من خرابم تو شهر آبادی، من اسیرم تو عین آزادی
از میان تمام سلسله ها،تو ز سامانیان، من اشکانی

چاره ایی نیست مثل مردم شهر چشم من می دود به دنبالت
چشم پوشیدن از تو ممکن نیست تو مگر خویش را بپوشانی

تو شدی ضرب در تمام زمان، جمع شد اشک شوق و چشمانم
حاصل ضرب تو شد آرامش، من شدم تابع پریشانی

شور و حال سما ز وسوسه ات، حسرت شعر های مولانا
می توانی به گوشه ی نظری، همه آفاق را برقصانی

وصف لبخند تو هزاران بیت، از نظامی و سعدی و حافظ
مثنوی نامه ای برای خودت، غزلت چون قصیده طولانی

اسمان فکر میکند خبری ست تو نبودی چه گرد و خاکی کرد
خبر روزنامه را خواندی؟ شهر تهران و پنج قربانی ... !!

اینطرف تر نگاه کن جانم، من کمی اینطرفترم اینجا
توکه دیدی مرا مکن حاشا، می شود چشم را نچرخانی

همه از چشم آسمان دیدند، من ولی شرح قصه می دانم
تا تو رفتی بهار تهران رفت ، شهر شد بی قرار و طوفانی




برای مشاهده چگونگی شکل گیری شعر اینجا کلیک کنید

  • ۹۳/۰۳/۱۹
  • گروه ادبی بداهه

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی