گروه ادبی بداهه

کلیه حقوق مادی و معنوی این وبلاگ متعلق به گروه ادبی بداهه است.

استفاده از اشعار وبلاگ بدون ذکر منبع شرعاً حرام و قانوناً جرم می باشد.

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
طبقه بندی موضوعی
گروه ادبی بداهه ... صفحه ما در اینستاگرام 0bedahe0 ... برای دریافت برنامه جلسات شعر، کلمه بداهه را به 50002460650 ارسال نمایید

سخت است فراموشی دیدار کسی که

سه شنبه, ۱۵ مهر ۱۳۹۳، ۱۲:۲۹ ق.ظ

در باورم از عقل نمانده است نشانی
شیدای جنون من غم دیده جهانی


سخت است حواست برود سمت کسی که
پرت است حواسش به فلانی و فلانی

پیچیده تر آن است ببینی که پریده است
آن مرغ که بر بام تو بوده است زمانی

یک روزه به پیری برسد فرد جوانی
از شدت اندوه و عذاب و نگرانی

دیدم وسط جنگل تقدیر تو هستی
مشغول همین معرکه عشق پرانی

با حسرت سیمای تو گرما زده خورشید...
شاید سحری چادر خود را بتکانی

چون کلبه ی متروک پس از بازی طوفان
ویرانه ام اما تو چونان منزل خانی

هرلحظه پراز خواهش و اصرارم وبغضم
درپیش نگاهت شده ام فرد روانی

خوردم وسط بزم دو چشم عسلی ات
از باده لبهای تو اکسیر جوانی

بیچاره دلم در طلب منزل چشمت
گم کرده در این شهر پرآشوب نشانی

حیف است که دلداده شوی برکس بیدل
بی مهری او دیده و در غصه بمانی

افسوس که از عشق بجز نام نمانده
دیگر نه چنین قصه در این دهر بخوانی

با یار گدا خو نتوان عمر به سر برد
شاید بفروشد دل و دین را به قِرانی

با آنکه بریدست ز یار ازلی دل
خبط است که دل دادی اگر،دل نستانی

دلدادۀ او باش که او یار ِمدام است
نه یار کسانی که وفا دار ندانی

این بار اگر عشق تو آید به سراغم...
شاید بروم بر گذر پیر مغانی...

آن یار که از او دل ما شاد نگردد
مرهم نبوَد بلکه شود بار گرانی

سخت است فراموشی دیدار کسی که
میخواست بماند، نرود دیر زمانی




برای مشاهده چگونگی شکل گیری شعر اینجا کلیک کنید


  • ۹۳/۰۷/۱۵
  • گروه ادبی بداهه

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی