گروه ادبی بداهه

کلیه حقوق مادی و معنوی این وبلاگ متعلق به گروه ادبی بداهه است.

استفاده از اشعار وبلاگ بدون ذکر منبع شرعاً حرام و قانوناً جرم می باشد.

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
طبقه بندی موضوعی
گروه ادبی بداهه ... صفحه ما در اینستاگرام 0bedahe0 ... برای دریافت برنامه جلسات شعر، کلمه بداهه را به 50002460650 ارسال نمایید

از آن زمان که دیانت فدای مردم شد

سه شنبه, ۶ اسفند ۱۳۹۲، ۰۱:۵۲ ق.ظ

از آن زمان که دیانت فدای مردم شد
دروغ مد شد و شهوت خدای مردم شد
مقام و ثروت و شهرت دعای مردم شد
و قبله گم شد و قبله , نمای مردم شد

یه هیچ وجه به آینده اعتمادی نیست

اگر که شیعه منم انتظار اگر این است
به روز حشر مرا کوله بار اگر این است
خوشم به روز زمستان بهار اگر این است
به روزگار بگو روزگار اگر این است

یه هیچ وجه به آینده اعتمادی نیست

نشسته در دل صحرا و خاک برسرمن
غریب مانده ای آقا و خاک بر سر من
که خاک بر سر دنیا و خاک بر سر من
دوباره گفته ام این را و خاک بر سر من

به هیچ وجه به آینده اعتمادی نیست

بگو به مردم این شهر مرده حرف مرا
به هر که دل به سیاهی سپرده حرف مرا
به آسمان و زمین فسرده حرف مرا
بگو دوباره شمرده شمرده حرف مرا

به هیچ وجه به آینده اعتمادی نیست

تمام حرف دل بغض آسمان این است
چرا به کام دلت طعم هجر شیرین است
و یا به شانه ما بار غصه سنگین است
به چشم دل نگری روزگار ننگین است

به هیچ وجه به آینده اعتمادی نیست

شدم اسیر تجمل شدم اسیر ربا
شدم اسیر ظواهر اسیر این دنیا
عبادتم شده اما فقط برای ریا
"صلاح کار کجا و من خراب کجا"

به هیچ وجه به آینده اعتمادی نیست

اگر که ارگ بمی باز هم فرو ریزی
اگر که بحر شوی عاقبت به جو ریزی
به جز شراب علی هر چه در سبو ریزی
نتیجه ایی ندهد غیر آبرو ریزی

به هیچ وجه به آینده اعتمادی نیست

اگر که کشته دلیل است خون به پا بکنیم
و گر که مرگ بود شرط جان فدا بکنیم
به راه آمدنت خون به دیده ها بکنیم
که تا مگر دمی این گفته جا به جا بکنیم

به هیچ وجه به آینده اعتمادی نیست

دویده در پی این رد پای تکراری
شنیده باز طنین صدای تکراری
دوباره عشق، همان ادعای تکراری
دلم پر است از این جمله های تکراری

به هیچ وجه به آینده اعتمادی نیست

هزار شکر که دل بی قرار نام شماست
سبوی هر شب ما جرعه ای ز جام شماست
به نام ما همه غمها اگر به کام شماست
و منتی است که این جان خسته رام شماست

به هیچ وجه به آینده اعتمادی نیست

اسیر خواب زمستانی ام بهاری نیست
قرار هست ولی قلب بی قراری نیست
هوای خودکشی ام هست چوب داری نیست
خلاصه بر چو منی هیچ اعتباری نیست

به هیچ وجه به آینده اعتمادی نیست

شبیه چوب گرفتار تیشه، بی خودی ام
کنار آینه دنبال شیشه ، بی خودی ام
ز ساقه نه ، به خدا من ز ریشه بی خودی ام
مرا ببخش مرا که همیشه بی خودی ام

به هیچ وجه به آینده اعتباری نیست

دلم گرفته از این لاله زارِ بی مورد
هوا گرفته هوای بهارِ بی مورد
جنون بی ثمر آن نگارِ بی مورد
همیشه داشته ام انتظار بی مورد

به هیچ وجه به آینده اعتباری نیست

به پاس آمدنت داغ دار می سوزم
شراب تازه بیاور، خمار می سوزم
گلی همیشه و مانند خار می سوزم
برای بنده که روزی سه بار می سوزم

به هیچ وجه به آینده اعتباری نیست

زبان گرفته زمانِ بیانِ احساسم
بگو به عقل بیفتد به جانِ احساسم
درست نیست گمانم مکانِ احساسم
شنیده ام به خدا از زبانِ احساسم

به هیچ وجه به آینده اعتباری نیست

شمیم پیرهنت از تبار شب بو هاست
کمان ابروی تو شاهکار ابروهاست
برس به داد دلم چون که عصر زالو هاست
بیا به معرکه وقت شکار آهو هاست

به هیچ وجه به آینده اعتباری نیست

بیا که با پر نورت عوض کنی ما را
به کوچه های عبورت عوض کنی ما را
کنار قلب صبورت عوض کنی ما را
و با شمیم حضورت عوض کنی ما را

به هیچ وجه به آینده اعتباری نیست

اسیرِ دربه دری گریه می کنم آقا
به حال من نظری گریه می کنم آقا
مرا بخر نخری گریه می کنم آقا
به کربلا نبری گریه می کنم آقا

به هیچ وجه به آینده اعتباری نیست

برای دیدن تو چشم ماه آماده است
تمام ذوق و شعور نگاه آماده است
بزن به جاده بیا چون که راه آماده است
امیر عشق کجایی سپاه آماده است

به هیچ وجه به آینده اعتباری نیست

گمان نکن که دمی بی قرار می آیم
که با نبودنت آقا کنار می آیم
فقط به عشق تو در کارزار می آیم
مرا تو رد نکن آخر به کار می آیم

به هیچ وجه به آینده اعتباری نیست

برای دیدن رویت بهانه کرده دلم
و از فراغ و نبودت گلایه کرده دلم
و در حوالی کوی تو خانه کرده دلم
شکایتی که ز اهل زمانه کرده دلم

به هیچ وجه به آینده اعتباری نیست

هنوز سینه پر از ذکر روضه های « مگو»
هنوز کینه به دل ، یاد آتشی که عدو
دعای شیعه : « فرج» ، چشم شیعه بر ره ِ « او»
گلایه کم بکن ای دل ، خموش باش و نگو

به هیچ وجه به آینده اعتباری نیست!

به حق خوشه گندم همیشه می گویم
به جان جام و می و خم همیشه می گویم
اساس شعر که شد گم همیشه می گویم
از این به بعد به مردم همیشه می گویم

چو یار هست به آینده اعتباری هست




برای مشاهده چگونگی شکل گیری شعر اینجا کلیک کنید.

  • ۹۲/۱۲/۰۶
  • گروه ادبی بداهه

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی